الم...
+ نوشته شده در ساعت 4:3  توسط م. بی زمان
|
اشعار نا نوشته
لب به لب بر نشاندن از ازل است
و نیام زبان ...
دهان... لق است.
مانند هرسال
زیباست ...زیباست
امسال اما
نوروز ما نوروز دنیاست
تا بماند ...
روزِِِِِگارانی مدید ...
گشته اصلاحات همسنگ حیات .
آری بهار
۵۷ سال بهار
در سال ۵۷ هم بهار
در امتداد بهار
من مانده ام در انتظار بهار ...
از دوست لبالب است وسرشار
هم گوش به هر نگفته باز است
هم پلک به نا نوشته بیدار ...
از دوست می گویم
از باغ و درخت و گل و بلبل
بسیار گفته ام
از جور خار هم ...
از بسیاری محبتت
بسنده کرده ام که بگویم :
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
¤¤¤
دیگر به بسیاری سخن نمی گویم
هم قطعه و هم غزل سرودم
تاریخ مپرس از من ای دوست
بیدار شدم دمی ٬ غنودم ...